تاریخ نگارش: یکشنبه 2 مهر 1396 + نظرات ()


کسی که به صحرا می رود، نمی تواند عقب گرد کند

 

و هنگامی که نمی شود به عقب بازگشت،

 

پس باید در جستجوی بهترین راه برای پیش رفتن بود.

 

پائولو کوئیلو




داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: چهارشنبه 22 شهریور 1396 + نظرات ()
تاریخ نگارش: شنبه 18 شهریور 1396 + نظرات ()

خدایا!

 

شاد کن دلی را که گرفته و دلتنگ است

 

بی نیاز کن کسی را که به درگاهت نیازمند است

 

امیدوار کن کسی را که نا امید به آستانت آمده

 

بگیر دستانی که اکنون بسوی تو بلند است

 

مستجاب کن دعای کسی که با اشک هایش تو را صدا می زند

 

حامی آن دلی باش که تنها شده است

 

با دست های مهربانت، با تمام قدرت و عظمت و تواناییت ببار رحمتت را بر بندگانت.




داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: دوشنبه 29 خرداد 1396 + نظرات ()

دلبر

 

ای دلبرم آهسته ران، با جانْ فدایت آمدم

از یادِ دلْ غافل مدان، تا جان به پایت آمدم

 

چشمتْ گشاْ بر راهِ ما، مشکل گشا، مشکل گشا

دم می زندْ از جامِ ما، مستانه راهت آمدم

 

گفتم که راهت می روم، سر را به پایت می دهم

مستىِ ما شور و وفا، با نی به نایت آمدم

 

پس می زند ما را کرانْ، گه در عیان گه در نهان

سوداىِ ما هم بی فغان، با دل به گاهت آمدم

 

مجنونِ بر دلبرْ منم، در یادِ آن سرور منم

رخ در نماْ ای دلبرا، بر روىِ ماهت آمدم




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:دلبر، مستی، مجنون، اهسته، مشکل گشا،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: یکشنبه 21 خرداد 1396 + نظرات ()

آواز قو

 

قو تنها پرنده ای است كه یک بار عاشق می شود و برای همیشه پای عشقش می نشیند.

قو تنها پرنده ای است كه برای راحتی عشقش هر كاری را انجام می دهد.

قو تنها پرنده ای است كه زمان مرگ خود را می داند!

قو تنها پرنده ای است كه یک هفته مانده به مرگش به جایی می رود كه برای اولین بار عشقش (جفتش) را دیده و عاشقش شده، آنجا می ماند تا زمان مرگش فرا رسد.

قو تنها پرنده ای است كه یک روز مانده به مرگش، آوازی برای عشقش می خواند كه بهترین و زیباترین آواز میان پرنده هاست و بعد سرش رو روی بال هاش می گذارد و می میرد.




طبقه بندی: متـون عاشقـانه، 
برچسب ها:آواز قو، آواز، قو، عشق قو، عاشقی قو، عشق،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: یکشنبه 21 خرداد 1396 + نظرات ()

داد رس

 

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست

گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست

 

آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک

جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست

 

این قافله از قافله سالار خراب است

اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست

 

تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش

دیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیست

 

من در پی خویشم، به تو بر می خورم اما

آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست

 

آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است

حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست

 

امروز که محتاج توام، جای تو خالیست

فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست

 

در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است

وقتی همه ی بودن ما جز هوسی نیست

 

هوشنگ ابتهاج




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:هوشنگ ابتهاج، رنج سفر، قفس، رنج، سفر، عشق،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: سه شنبه 16 خرداد 1396 + نظرات ()

حکایت زن زشت رو

 

مردی زنی بسیار زشت رو نصیبش شد.

شبی زن با ناز و غمزه فراوان از مرد پرسید که باید از که رو بپوشاند و نزد که رویش باز باشد؟

شوهر گفت: از من بپوشان، بقیه را مختاری!

عبید زاکانی



ادامه مطلب
طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی قصه های مولانا، یک حکایت کوتاه از کتاب گلستان سعدی،
داغ کن - کلوب دات کام

(تعداد کل صفحات: 335)     1  2  3  4  5  6  7  ...  

...