تبلیغات
هِنــــا و مِنـــــا
تاریخ نگارش: سه شنبه 16 خرداد 1396 + نظرات ()

جوانی

 

خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست

به زندگانی من فرصت جوانی نیست

 

من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار

خدای شکر که این عمر جاودانی نیست

 

همه به گریه ابر سیه گشودم چشم

در این افق که فروغی ز شادمانی نیست

 

به غصه بلکه به تدریج انتحار کنم

دریغ و درد که این انتحار آنی نیست

 

نه من به سیلی خود سرخ می کنم رخ و بس

به بزم ما رخی از باده ارغوانی نیست

 

ببین به جلد سگ پاسبان چه گرگانند

به جان خواجه که این شیوه شبانی نیست

 

ز بلبل چمن طبع شهریار افسوس

که از خزان گلشن شور نغمه خوانی نیست

 

شهریار




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:جوانی، شهریار، عمر جاودانی، عمر، جاودانی، زندگانی،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: دوشنبه 15 خرداد 1396 + نظرات ()

حکایت ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ

ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ ﺑﺮﺍﯼ نجات ﮐﻮﺩﮎ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺳﯿﻢ ﺧﺎﺭﺩﺍﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﻟﯿﻦ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﺩ.

ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪ.

حکایت ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ


ادامه مطلب




ادامه مطلب
طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:حکایت ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های آموزنده،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: یکشنبه 7 خرداد 1396 + نظرات ()

سال ها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من

 

که تو از پنجره ی عشق، چه‌ می خواهی؟

 

قیصر امین پور




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:قیصر امین پور، امین پور، عشق،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: دوشنبه 1 خرداد 1396 + نظرات ()

دلبر

 

در خواب دیدم دلبرم، خندید و من بوسیدمش

آرام چون پروانه ای، رقصید و من بوسیدمش

 

همپا شدم با گام او، با ناز و با ایهام او،

با نم نم آوازها، چرخید و من بوسیدمش

 

در دشت و صحرای دلم،امید بارش داشتم

چون نرگسی درسینه ام، روئید و من بوسیدمش

 

گفتم فدایت جان من، کی می شوی مهمان من

آهسته در رویای من، لغزید و من بوسیدمش

 

رفتم کمی مستی کنم، تا اوج همدستی کنم

در جام احساس اندکی، جوشید و من بوسیدمش

 

تردید کردم در غزل، در بیت هایی بی مثل

مشتی غزل در دیده ام، پاشید و من بوسیدمش




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:دلبر، نرگس، غزل، مستی، احساس، عشق، عاشق،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 + نظرات ()

عشق …

 

عشق وقتی داخل قلبی اقامت می کند

چشم ها دیگر به اشک و گریه عادت می کند

 

حاجت عاشق وصال هست و روز و شب

می نشیند با خدای خود عبادت می کند

 

با وضو می خوابد و در خواب زائر می شود

صورت معشوقه را هر شب زیارت می کند

 

دلبرم تاجر شده دل می خرد با ی نگاه

در خیابان می رود راحت تجارت می کند

 

آن درخت بید هم وقتی که او رد می شود

با کمر خم می شود بر او ارادت می کند

 

پنکه ای که در اتاق توست شاید عاشق است

باز می چرخد به سمت تو نگاهت می کند

 




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:عشق، عاشق وصال، عاشق، وصال، روز و شب، روز، شب،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 + نظرات ()

درد عشق

 

لمس باید کرد دردی را که عاشق می کشد

رنج سرخی را که گلبرگ شقایق می کشد

 

درک باید کرد، شب های بلند و سرد را

استخوان دردی که عاشق، آن دقایق می کشد

 

طعم تلخ زهر، در کابوس را باید چشید

کام تلخی را ،که با لمس حقایق می کشد

 

حس تنهایی و خاموشی شمعِ رو به باد

رشد بغض بی امانی را که تا دق می کشد

 

خوب باید دید، حال و روز هر دلداده را

پیچ و تابی را که شب، تا صبح صادق می کشد

 

عشق، طوفان است و عاشق، چون غریقی نا امید

انتظاری سخت، به امید قایق می کشد




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:درد عشق، عاشق، عشق، حس تنهایی، تنهایی، شقایق،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 + نظرات ()

آواز عشق  

 

عشق آواز قشنگی است، شنیدن دارد

و بهشتی است تماشایی و دیدن دارد

 

مثل یک سیبِ بهشتی به درختی جاوید

خوردنی هست گناهش و چشیدن دارد

 

بال و پر می دهد و قدرت پرواز به تو

و چنین بال و پر، از خویش پریدن دارد

 

نه فقط قلب به شورش و تپش می افتد

بلکه سلول به سلول تپیدن دارد

 

عشق بیماری سختی است، سراسر همه درد

و چه دردی است! چه دردی! که کشیدن دارد




آواز عشق,آواز,عشق,قلب,شورش,تپش,آواز قشنگ





طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:آواز عشق، آواز، عشق، قلب، شورش، تپش، آواز قشنگ،
داغ کن - کلوب دات کام

(تعداد کل صفحات: 335)     1  2  3  4  5  6  7  ...  

...