تبلیغات
هِنــــا و مِنـــــا
تاریخ نگارش: یکشنبه 21 خرداد 1396 + نظرات ()

آواز قو

 

قو تنها پرنده ای است كه یک بار عاشق می شود و برای همیشه پای عشقش می نشیند.

قو تنها پرنده ای است كه برای راحتی عشقش هر كاری را انجام می دهد.

قو تنها پرنده ای است كه زمان مرگ خود را می داند!

قو تنها پرنده ای است كه یک هفته مانده به مرگش به جایی می رود كه برای اولین بار عشقش (جفتش) را دیده و عاشقش شده، آنجا می ماند تا زمان مرگش فرا رسد.

قو تنها پرنده ای است كه یک روز مانده به مرگش، آوازی برای عشقش می خواند كه بهترین و زیباترین آواز میان پرنده هاست و بعد سرش رو روی بال هاش می گذارد و می میرد.




طبقه بندی: متـون عاشقـانه، 
برچسب ها:آواز قو، آواز، قو، عشق قو، عاشقی قو، عشق،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: یکشنبه 21 خرداد 1396 + نظرات ()

داد رس

 

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست

گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست

 

آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک

جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست

 

این قافله از قافله سالار خراب است

اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست

 

تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش

دیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیست

 

من در پی خویشم، به تو بر می خورم اما

آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست

 

آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است

حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست

 

امروز که محتاج توام، جای تو خالیست

فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست

 

در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است

وقتی همه ی بودن ما جز هوسی نیست

 

هوشنگ ابتهاج




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:هوشنگ ابتهاج، رنج سفر، قفس، رنج، سفر، عشق،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: سه شنبه 16 خرداد 1396 + نظرات ()

حکایت زن زشت رو

 

مردی زنی بسیار زشت رو نصیبش شد.

شبی زن با ناز و غمزه فراوان از مرد پرسید که باید از که رو بپوشاند و نزد که رویش باز باشد؟

شوهر گفت: از من بپوشان، بقیه را مختاری!

عبید زاکانی



ادامه مطلب
طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی قصه های مولانا، یک حکایت کوتاه از کتاب گلستان سعدی،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: سه شنبه 16 خرداد 1396 + نظرات ()

جوانی

 

خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست

به زندگانی من فرصت جوانی نیست

 

من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار

خدای شکر که این عمر جاودانی نیست

 

همه به گریه ابر سیه گشودم چشم

در این افق که فروغی ز شادمانی نیست

 

به غصه بلکه به تدریج انتحار کنم

دریغ و درد که این انتحار آنی نیست

 

نه من به سیلی خود سرخ می کنم رخ و بس

به بزم ما رخی از باده ارغوانی نیست

 

ببین به جلد سگ پاسبان چه گرگانند

به جان خواجه که این شیوه شبانی نیست

 

ز بلبل چمن طبع شهریار افسوس

که از خزان گلشن شور نغمه خوانی نیست

 

شهریار




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:جوانی، شهریار، عمر جاودانی، عمر، جاودانی، زندگانی،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: دوشنبه 15 خرداد 1396 + نظرات ()

حکایت ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ

ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ ﺑﺮﺍﯼ نجات ﮐﻮﺩﮎ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺳﯿﻢ ﺧﺎﺭﺩﺍﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﻟﯿﻦ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﺩ.

ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪ.

حکایت ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ


ادامه مطلب




ادامه مطلب
طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:حکایت ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های آموزنده،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: یکشنبه 7 خرداد 1396 + نظرات ()

سال ها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من

 

که تو از پنجره ی عشق، چه‌ می خواهی؟

 

قیصر امین پور




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:قیصر امین پور، امین پور، عشق،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: دوشنبه 1 خرداد 1396 + نظرات ()

دلبر

 

در خواب دیدم دلبرم، خندید و من بوسیدمش

آرام چون پروانه ای، رقصید و من بوسیدمش

 

همپا شدم با گام او، با ناز و با ایهام او،

با نم نم آوازها، چرخید و من بوسیدمش

 

در دشت و صحرای دلم،امید بارش داشتم

چون نرگسی درسینه ام، روئید و من بوسیدمش

 

گفتم فدایت جان من، کی می شوی مهمان من

آهسته در رویای من، لغزید و من بوسیدمش

 

رفتم کمی مستی کنم، تا اوج همدستی کنم

در جام احساس اندکی، جوشید و من بوسیدمش

 

تردید کردم در غزل، در بیت هایی بی مثل

مشتی غزل در دیده ام، پاشید و من بوسیدمش




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:دلبر، نرگس، غزل، مستی، احساس، عشق، عاشق،
داغ کن - کلوب دات کام

(تعداد کل صفحات: 338)     ...  2  3  4  5  6  7  8  ...  

...