تبلیغات
هِنــــا و مِنـــــا
تاریخ نگارش: جمعه 1 اردیبهشت 1396 + نظرات ()

چشم سیه

 

دیدم آن چشم سیه وای که دیوانه شدم

 

بر سر چشم پر از ناز تو پروانه شدم

 

دلم از دیدن چشمان تو لرزید و شکست

 

تو چه کردی که خراب از دل و ویرانه شدم




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:چشم سیه، چشم، ویرانه، پروانه، دیوانه، عشق، عاشق،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: سه شنبه 15 فروردین 1396 + نظرات ()

حکایت آقامحمدخان قاجار و شغال ها

 

شبی  آقامحمدخان قاجار نتوانست از زوزه ی شغالان بخوابد. صبح که از خواب برخاست مشاورانش را فراخواند و از آنها کیفری بایسته را برای شغالان طلب کرد.

هر یک کیفری سخت را برای شغالان پیشنهاد کردند. اما ا و هیچ یک را نپسندید و مجازاتی سخت تر را برای شغالان جستجو می کرد. دستور داد تمامی  شغالانی را که در آن حوالی یافت می شد، را بیابند و زنده به حضورش آورند.

وقتی  شغالان را به حضورش آوردند، بر گردن تمامی آنها زنگوله ای آویخت و آنها را دوباره در صحرا رها کرد. طعمه ها از صدای زنگوله شغالان می گریختند و هیچ یک نتوانستند طعمه ای شکار کنند. چند روزی بدین نحو سپری شد تا همگی  از گرسنگی مُردند.

 

- ایران در دوره سلطنت قاجار، علی اصغر شمیم، صفحه ۵۱




ادامه مطلب
طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:حکایات طنز، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده، حکایت آقامحمدخان قاجار و شغال ها،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: دوشنبه 14 فروردین 1396 + نظرات ()

ﮔﺎﻫﯽ باید …

 

ﮔﺎﻫﯽ باید ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ، ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ

ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ!

 

ﮔﺎﻫﯽﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ، ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ.

ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪی، ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ای!

 

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ می دﻫﯽ،

ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺁن را ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ!

 

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ، ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ نمی فهمد.

 

 

کاش می شد آدمی، گاهی فقط گاهی!

به اندازه نیاز بمیرد بعد بلند شود آهسته آهسته خاک هایش را بتکاند!

اگر دلش خواست، برگردد به زندگی

 

ﺧﺴﺮو ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ




طبقه بندی: متـون عاشقـانه، متــــون ادبــی، 
برچسب ها:ﺧﺴﺮو ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ، ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ، ﺻﺒﺮ، دل، منت، بخشش،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: جمعه 4 فروردین 1396 + نظرات ()

عشق، هر جا رو کند آنجا خوش است

 

گر به دریا افکند دریا خوش است

 

گر بسوزاند در آتش، دلکش است

 

ای خوشا آن دل، که در این آتش است

 

فریدون مشیری


عشق، عاشق، شعر عاشقانه




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:عشق، عاشق، شعر عاشقانه،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: دوشنبه 23 اسفند 1395 + نظرات ()

جام بلور

 

باران هم اگر می شدی در بین هزاران قطره

 

تو را با جام بلورینی می گرفتم

 

می ترسیدم

 

چرا که خاک هر آنچه را که بگیرد

 

پس نمی دهد




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:عشق، عاشق، شعر عاشقانه،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: سه شنبه 10 اسفند 1395 + نظرات ()

کفر و دین

 

از کفر من تا دین تو راهی به جز تردید نیست

دلخوش به فانوسم نكن! اینجا مگر خورشید نیست

 

با حس ویرانی بیا تا بشكند دیوار من

چیزی نگفتن بهتر از تكرار طوطی وارِ من

 

بی جستجو ایمان ما از جنس عادت می شود

حتی عبادت بی عمل وهم سعادت می شود

 

با عشق آن سوی خطر جایی برای ترس نیست

در انتهای موعظه دیگر مجال درس نیست

 

كافر اگر عاشق شود، بی پرده مؤمن می شود

چیزی شبیه معجزه با عشق ممكن می شود




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:کفر و دین، کفر، دین، معجزه، عشق، عاشق، شعر عاشقانه،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: دوشنبه 9 اسفند 1395 + نظرات ()


فقط نگاه


آغوشی باش و مرا به اندازه ی تمام اشتباهاتم بغل کن

 

بدون آنکه حرفی میانمان رد و بدل شود.

 

فقط نگاه باشد و نفس،

 

زندگی آنقدرها دوام نمی آورد،

 

همین حالا هم دیر است.




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:زلف، عشق، شادی، علم، عاشق، شعر عاشقانه،
داغ کن - کلوب دات کام

(تعداد کل صفحات: 335)     ...  2  3  4  5  6  7  8  ...  

...