تبلیغات
هِنــــا و مِنـــــا - مطالب داستان و حکایت
تاریخ نگارش: سه شنبه 26 آبان 1394 + نظرات ()

حکایت باخت سنگین کاسپارف

کاسپارف شطرنج باز معروف در بازی شطرنج به یک آماتور باخت.

همه تعجب کردند و علت را جویا شدند.

او گفت اصلاً در بازی با او نمی دانستم که آماتور است،

برای این با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت، بودم.

گاهی به خیال خود نقشه اش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی می کردم.

اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری می دیدم.

تمرکز می کردم که شاید نقشه جدیدش را کشف کنم.

آن قدر در پی حرکت های او بودم که مهره های خودم را گم کردم.

بعد که مات شدم، فهمیدم حرکت های او از سر بی مهارتی بود.

بازی را باختم اما درس بزرگی گرفتم.

«تمام حرکت ها از سر حیله نیست. آن قدر فریب دیده ایم و نقشه کشیده ایم که حرکت صادقانه را باور نداریم و مسیر را گم می کنیم و می بازیم!»

بزرگ ترین اشتباهی که ما آدما در رابطه هامون می کنیم این است که:

نیمه می شنویم، یک چهارم می فهمیم، هیچی فکر نمی کنیم و دوبرابر واکنش نشان می دهیم.




طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:حکایت باخت سنگین کاسپارف، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،
تاریخ نگارش: یکشنبه 24 آبان 1394 + نظرات ()

حکایت باخت سنگین کاسپارف

کاسپارف شطرنج باز معروف در بازی شطرنج به یک آماتور باخت.

همه تعجب کردند و علت را جویا شدند.

او گفت اصلاً در بازی با او نمی دانستم که آماتور است،

برای این با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت، بودم.

گاهی به خیال خود نقشه اش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی می کردم.

اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری می دیدم.

تمرکز می کردم که شاید نقشه جدیدش را کشف کنم.

آن قدر در پی حرکت های او بودم که مهره های خودم را گم کردم.

بعد که مات شدم، فهمیدم حرکت های او از سر بی مهارتی بود.

بازی را باختم اما درس بزرگی گرفتم.

«تمام حرکت ها از سر حیله نیست. آن قدر فریب دیده ایم و نقشه کشیده ایم که حرکت صادقانه را باور نداریم و مسیر را گم می کنیم و می بازیم!»

بزرگ ترین اشتباهی که ما آدما در رابطه هامون می کنیم این است که:

نیمه می شنویم، یک چهارم می فهمیم، هیچی فکر نمی کنیم و دوبرابر واکنش نشان می دهیم.




طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:حکایت باخت سنگین کاسپارف، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،
تاریخ نگارش: جمعه 8 آبان 1394 + نظرات ()

داستان کودک با هوش

روزی کشاورزی متوجه شد ساعت طلای میراث خانوادگی اش را در انبار علوفه گم کرده است.

بعد از آنکه در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودک که بیرون انبار مشغول بازی بودند کمک خواست و وعده داد هرکس آن را پیدا کند جایزه می گیرد.

به محض اینکه اسم جایزه برده شد کودکان به درون انبار هجوم بردند و تمام کپه های علوفه را گشتند اما باز هم ساعت پیدا نشد.

همین که کودکان نا امید از انبار خارج شدند پسرکی نزد کشاورز آمد و از او خواست فرصتی دیگر به او بدهد. کشاورز نگاهی به او انداخت. کودک مصممی به نظر می رسید. باخود اندیشید: چرا که نه؟

پس کودک به تنهایی درون انبار رفت و بعد از مدتی به همراه ساعت از انبار خارج شد. کشاورز شادمان و متحیر از او پرسید چگونه موفق شدی در حالی که بقیه کودکان نتوانستند؟

کودک پاسخ داد: من کار زیادی نکردم، فقط آرام روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم. به سمتش حرکت کردم و آن را یافتم.

 

ذهن وقتی در آرامش است بهتر از ذهن پرمشغله کار می کند. هر روز اجازه دهید ذهن شما اندکی آرامش یابد تا ببینید چطور باید زندگی خود را آن گونه که می خواهید سرو سامان دهید.




طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، داستان کودک با هوش،
تاریخ نگارش: سه شنبه 28 مهر 1394 + نظرات ()

داستان دزد و كاسب

ناخدا ترسی را شنیدم كه همه روزخسبیدی و چون شب در آمدی، بر دیوار خانه مردمان شدی و هر چه باب دندان بودی، ربودی.

یكی می كوفت درب ! خانه ام دوش

كه بارت می برم بی اجر و بی مزد

اگر در وا كنی منّت پذیرم

بگفتم:كیستی؟ گفتا: منم، دزد

فی الجمله مرا رگ امر به معروف و نهی از منكر بجنبید. وقتی، آستینش گرفتم كه: شرم نداری كه شام تاریك از بهر غارت به خانه مردمان درآیی؟

گفت: شرم دارم كه شب می روم وگرنه چون فلان كاسب، به روز روشن راه مردمان می زدم.

ای دوست، نیش سوزن ما را مكن قیاس

با كا سبی كه تیر جگر دوز می زند

فرق است بین حضرت ایشان و من، كه من

راهی كه شام می زنم، او روز می زند

گفتمش:  قدم بر «دیده مخلص» نه



طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:داستان، داستان کوتاه، داستان های کوتاه، داستان آموزنده، داستان های آموزنده، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان کوتاه و آموزنده،
(تعداد کل صفحات: 27)     ...  4  5  6  7  8  9  10  ...  

...