تبلیغات
هِنــــا و مِنـــــا - مطالب اشعار شاعران لرستانی
تاریخ نگارش: شنبه 27 اردیبهشت 1393 + نظرات ()

باباطاهر لك

نمی‌دانم چه كسی برای اولین بار بابا طاهر را لر دانسته و دچار این اشتباه شده است؟ این اشتباه در نوع خود جالب است زیرا از طرفی لك ها را لر دانسته در صورتی كه این‌گونه نیست  و همان قدر لرها  با لك‌ها دارای تمایزند كه كردها با ترك‌ها، و دیگر آن ‌كه این اشتباه باعث شد تا هرگز كسی به فكر تحقیق و شرح و بیان  این به اصطلاح فهلویات نباشد و هماره در هاله ای از ابهام بمانند. این  انتساب زبانی افراد، لازمه اش آن است كه به یقین بدانیم كه  مباحث و قوانین آن گویش و زبان بر چه منوالی است آن‌گاه قضاوت كنیم.


 

ادامه مطلب
طبقه بندی: تحقیق و پژوهش، متــــون ادبــی، اشعار شاعران لرستانی، تاریخی و اجتماعی، 
برچسب ها:زندگی نامه،

ای یار خوش هتی، نویر وه پاته وه

درمــون دردكم هــــا وه لاتـــه وه

مردم فهیم شهرستان كوهدشت از با کمال افتخار میزبان فرزند هنرمند خویش، استاد ایرج رحمان پور خواهند بود تا باری دیگر گوش خسته از هیاهوی خویش را با صدای گرم، زاگرسی و منحصر بفرد این شاعر، خواننده و آهنگساز بی نظیر، جانی دوباره دهند.

امیدوارم این اسطوره بی نظیر موسیقی لرستان، همواره سالم و سربلند باشند تا بتوانیم ناله ی خینالی (خونین) ایشان را از حنجره زخمی اش به گوش جان پذیرا باشیم و درس عشق و آزادگی را از محضر این معلم آزاد اندیش و فداكار بیاموزیم. معلمی كه به رغم مشكلات و موانع بسیار، هرگز تسلیم طوفان های جاهل و مرداب های بی رحم نشد.

دسكم بگر یه دس دنگ نیره                   طاقت ئو تونای روژه تنگ نیری

دستم را بگیر كه یك دست صدا ندارد و طاقت و توانایی روزگارا سخت را نخواهد داشت

 

چند بیت شعر

تقدیم به استاد عزیز ایرج رحمان پور

 

شکسته در هجوم میله های شب برایمان بخوان

غریب زخم دار مبـــتلای شب برایمان بخوان

بیا دوباره از «کَلیمِه»های زخمی «ســـیاه مال» نو

وَ «سِیت بِیارمی» در انحـنای شب برایمان بخوان

بیا كه ایل روی دست این شب بلند مانده است

بیا و تا سپیده پا به پـای شب برایمان بــخوان

«وِرِی بِیا» و بشكن این سكـوت تلـخ مرگبار را

بِیا و  محض خاطر خدای شب برایمان بخوان




طبقه بندی: آهنگ و موسیقی، اشعار شاعران لرستانی، 
تاریخ نگارش: یکشنبه 3 فروردین 1393 + نظرات ()

کله باد (باد بهاری)

کله باد در اصطلاح مردم لک زبان به بادی موسمی گفته می شود که در بهمن و اسفند ماه وزیدن می گیرد. این باد پیام آور بهار و باران و هزیمت زمستان و یخ بندان است. کله باد خرمن های برف را از هم می پراکند و قندیل های یخ بسته را بر زمین می ریزد.

در آن هنگام که تن عریان  مردم لک در سرمای سوزناک زمستان کبود می گشت و در انبار خانه خوراکی برای کودکان یافت نمی شد. لالایی های فریبنده ی مادر سرود کله باد سر می داد تا پلک های کودک فرو بیفتد و در عالم رویا، گرسنگی را از یاد ببرد. هنگامی که دشت سرتاسر رخت سفید برتن و زوزه ی گرگ ها تنها ملودی آن بود، مرد لک هیچ توشه ای در چنته نداشت و تنها آرزویش روز شما رسیدن کله باد بود.

تا اینكه ناگهان قندیل های یخ می لرزید و خرمن های برف پراکنده می گشت و زنان لک کل می زدند و با سرود شادمانی و رقص و پایكوبی طلوع بهار را جشن می گرفتند.

اما استاد ایرج رحمان پور خواننده متعصب و سنت گرای دیار لرستان كه با تلاش مداوم خویش سعی بر زنده نگهداشتن فرهنگ غنی و كهن قوم لك و لر دارد، گزیده ای از اشعار بزرگان لك را با طبع زیبای شاعرانه خویش زینت داده و آن را در حنجره زخمی خویش هنا (صدا و فریاد) می زند تا هم حضور کله باد كه نوید بخش بهاران است را خبر دهد و هم اینكه اداب و رسوم محلی را زنده نگه دارد. آدابی كه امروز جوانان و نوجوانان و حتی میانسالان نیز از آن اگاهی چندانی ندارند.

البته پس از ارائه این آهنگ زیبا، مردم اقوام لر و لك و به ویژه جوانان آشنایی و شناخت مختصری پیرامون كله باد و ... كسب كرده اند.

اینك به مناسبت فرا رسیدن بهار و عید نوروز متن و ترجمه فارسی این آهنگ به شما تقدیم می گردد:

 




ادامه مطلب
طبقه بندی: اشعار شاعران لرستانی، آهنگ و موسیقی، 
برچسب ها:متن و ترجمه آهنگ های محلی،
تاریخ نگارش: سه شنبه 22 بهمن 1392 + نظرات ()

دامان رنگین اردیبهشت

نه من از غزالان صحرایی ام

نه از خیل مرغـان دریایی ام

نه شرقی، نه غربی که از گوهری

دگـــر، زیـــر این چــــرخ مینایی ام

چه پرسی ز من، کز کجایی، کجا؟

تـــو از هــر کجایـی من آنجایی ام

در آئینه چشم من، روی خویش

ببین تـا چه مایــــه تماشایی ام

در این آینه نیک اگر بنگری

فرو مانی از فـرّ زیبایی ام

درین پهنه بنگر کــــران تا کــــران

که سرگشته چون با صحرایی ام

کـران تا کران از ازل تا ابــد

ببین پهنـه درد و تنهایی ام

به دامـــان رنگین اردیبـهشت

چـو باد صبا عرصه پیمایی ام

منه بر لب انگشت یعنی خموش

که دیوانـــه عشق و رسوایی ام

مهرداد اوستا



طبقه بندی: اشعار شاعران لرستانی، 
برچسب ها:مهرداد اوستا،
(تعداد کل صفحات: 10)     1  2  3  4  5  6  7  ...  

...