تبلیغات
هِنــــا و مِنـــــا - مطالب متــــون ادبــی
تاریخ نگارش: چهارشنبه 21 خرداد 1393 + نظرات ()

دلم برای آدم های گرسنه كباب است.

آدم بی قرار با هیچ كسی قرار ندارد.

از ترس شكارچی پرنده خیالم را شبها به پرواز در می آورم.

بعضی ها سعی می كنند به جایی برسند و بعضی ها به هر جایی.

وقتی یكی به نعل می زنید یكی به میخ، مواظب شست تان باشید.

آنهایی كه همیشه همرنگ جماعتند، زندگی شان شبیه آفتاب پرست است.

بعضی ها برای سربلندی دیگران تا كمر خم می شوند.

حرف اول الف است، اما حرف آخر را قانون می زند.

چون می خواست امید داشته باشد به آرزو پیشنهاد ازدواج داد.

روزگار غریبی است! یكی در آبپاش گلاب دارد و یكی در گلابپاش،آب هم ندارد.

روزنامه قدس ۳/۵/۸۷


طبقه بندی: متــــون ادبــی، 
برچسب ها:طنز و كاریكلماتور،
تاریخ نگارش: چهارشنبه 21 خرداد 1393 + نظرات ()

هنگام بیماری، خاطره به عیادتم آمد.

ریاضی را دوست دارم اما با جبر مخالفم.

بعضی از نگاه ها صدای قشنگی دارند.

درختی كه از زندگی سیر شده بود برای هیزم شكن كارت دعوت فرستاد.

 باید بدنبال شادی باشیم، غمها خودشان ما را پیدا می كنند.

زندگی را آن قدر جدی بگیرید كه كسی نتواند با آن شوخی كند.

ضربان قلب همه نژادها با یك ریتم می زند.

جنگل همیشه سبز، بهار را در خود احتكار كرده است.

زندگی مثل بازی شطرنج است اگر خوب بازی كنی همه می خواهند شكستت بدهند.

روزنامه قدس ۶/۴/۸۷




طبقه بندی: متــــون ادبــی، 
برچسب ها:طنز و كاریكلماتور،
تاریخ نگارش: چهارشنبه 21 خرداد 1393 + نظرات ()

افرادی كه به فكر كار هستند، فرصتی برای تظاهر ندارند.

شنا كردن در جهت جریان آب از عهده ماهی مرده هم بر می آید.

خط فقر به خط بقا تغییر نام می دهد.

توانا بود هر كه دانا بود، كدام خط دكتر تو دیدی كه خوانا بود.

بعضی ها خنده رو لبشونه، ولی دلشون هیروشیماست.

سعی كن به خودت تكیه كنی، ممكن است دیگران تحمل شما را نداشته باشند.

بسیاری از آدمهای چاق با رژیم موافق نیستند.

بعضی از بانكها به چاقوی ضامن دار هم وام می دهند.

خداوند آزادی و آزادگی را آفرید، ولی بردگی و اسارت را ما آدم ها خلق كردیم.

 بعضی ها مردم را سیاه می كنند و خودشان را روسیاه.

 بزرگترین سكوت آفرینش را در كویر پیدا كردم.

 زنبور تنها تزریقاتی است كه بدون تست، آمپول می زند.

در هوای گرم خیلی ها در زندان آب خنك می خورند.

سمفونی بهار، نوای ناودان هاست.

عزرائیل ،رئیس كاروان آخرت است.

به خاطر پایمال كردن حقوق دیگران، كفش هایش را محاكمه كردند.

شاید مفهوم زندگی بر چسب خوب و بد زدن به پیشامدهاست.

نژادپرستان علیه رنگین كمان هم توطئه كردند.

وقتی آسانسور خراب شد، پله لبخند غرورآمیزی زد.

روزنامه قدس ۲۳/۳/۸۷




طبقه بندی: متــــون ادبــی، 
برچسب ها:طنز و كاریكلماتور،
تاریخ نگارش: دوشنبه 19 خرداد 1393 + نظرات ()

كوزه گر با لیوان پلاستیكی آب می خورد.

حسابدار با كمال قدرت مدعی شد كه می تواند حقوق بشر را بپردازد.

گلهای كاغذی هیچ گاه پژمرده نمی شوند.

رودخانه به همان اندازه كه از سرچشمه دور می شود، به دریا نزدیك می شود.

توی بازار صداقت، گرانی بیداد می كند.

باد یكی از حرفه ای ترین كلاه بردارهاست.

چوب رختی باتجربه، لباس داماد را سفت گرفته بود تا بلكه او را سر عقل بیاورد.

روزنامه قدس ۷/۴/۸۶




طبقه بندی: متــــون ادبــی، 
برچسب ها:طنز و كاریكلماتور،
(تعداد کل صفحات: 66)     1  2  3  4  5  6  7  ...  

...