تاریخ نگارش: سه شنبه 16 خرداد 1396 + نظرات ()

حکایت زن زشت رو

 

مردی زنی بسیار زشت رو نصیبش شد.

شبی زن با ناز و غمزه فراوان از مرد پرسید که باید از که رو بپوشاند و نزد که رویش باز باشد؟

شوهر گفت: از من بپوشان، بقیه را مختاری!

عبید زاکانی



ادامه مطلب
طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی قصه های مولانا، یک حکایت کوتاه از کتاب گلستان سعدی،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: دوشنبه 15 خرداد 1396 + نظرات ()

حکایت ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ

ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ ﺑﺮﺍﯼ نجات ﮐﻮﺩﮎ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺳﯿﻢ ﺧﺎﺭﺩﺍﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﻟﯿﻦ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﺩ.

ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪ.

حکایت ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ


ادامه مطلب




ادامه مطلب
طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:حکایت ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های آموزنده،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 + نظرات ()
تاریخ نگارش: سه شنبه 15 فروردین 1396 + نظرات ()

حکایت آقامحمدخان قاجار و شغال ها

 

شبی  آقامحمدخان قاجار نتوانست از زوزه ی شغالان بخوابد. صبح که از خواب برخاست مشاورانش را فراخواند و از آنها کیفری بایسته را برای شغالان طلب کرد.

هر یک کیفری سخت را برای شغالان پیشنهاد کردند. اما ا و هیچ یک را نپسندید و مجازاتی سخت تر را برای شغالان جستجو می کرد. دستور داد تمامی  شغالانی را که در آن حوالی یافت می شد، را بیابند و زنده به حضورش آورند.

وقتی  شغالان را به حضورش آوردند، بر گردن تمامی آنها زنگوله ای آویخت و آنها را دوباره در صحرا رها کرد. طعمه ها از صدای زنگوله شغالان می گریختند و هیچ یک نتوانستند طعمه ای شکار کنند. چند روزی بدین نحو سپری شد تا همگی  از گرسنگی مُردند.

 

- ایران در دوره سلطنت قاجار، علی اصغر شمیم، صفحه ۵۱




ادامه مطلب
طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:حکایات طنز، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده، حکایت آقامحمدخان قاجار و شغال ها،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: یکشنبه 16 خرداد 1395 + نظرات ()

حکایت مرگ و زندگی


گویند صاحب دلی، وارد جمعی شد.

حاضرین همه او را شناختند و از او خواستند که پس از انجام کارهایش آنان را پندی گوید.

پذیرفت.

کارهایش که تمام شد همگی نشستند و چشم‌ها به سوی او بود.

مرد صاحب دل خطاب به جماعت گفت:

ای مردم ! هر کس از شما که می داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!

کسی برنخاست.

گفت: حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد!

باز کسی برنخاست.

گفت: شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید و برای رفتن نیز آماده نیستید!


حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده




طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،
داغ کن - کلوب دات کام

حکایت های کوتاه به ترتیب الفبا

 

حكایات كوتاه - حرف آ  13

حكایات كوتاه - حرف الف  52

حكایات كوتاه - حرف ب  39

حكایات كوتاه - حرف پ  25

حكایات كوتاه - حرف ت  26

حكایات كوتاه - حرف ث  3

حكایات كوتاه - حرف ج  30

حكایات كوتاه - حرف چ  6

حكایات كوتاه - حرف ح  21

حكایات كوتاه - حرف خ  36

حكایات كوتاه - حرف د  45

حكایات كوتاه - حرف ذ  1

حكایات كوتاه - حرف ر  18

حكایات كوتاه - حرف ز  20

حكایات كوتاه - حرف س  26

حكایات كوتاه - حرف ش  21

حكایات كوتاه - حرف ص  8

حكایات كوتاه - حرف ض  1

حكایات كوتاه - حرف ط  4

حكایات كوتاه - حرف ع  36

حكایات كوتاه - حرف غ  2

حكایات كوتاه - حرف ف  14

حكایات كوتاه - حرف ق  11

حكایات كوتاه - حرف ک  15

حكایات كوتاه - حرف گ  14

حكایات كوتاه - حرف ل  10

حكایات كوتاه - حرف م  51

حكایات كوتاه - حرف ن  36

حكایات كوتاه - حرف ه  7

حكایات كوتاه - حرف و  8

حكایات كوتاه - حرف ی  4


حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده







برچسب ها:حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،
داغ کن - کلوب دات کام

(تعداد کل صفحات: 7)     1  2  3  4  5  6  7  

...