تاریخ نگارش: دوشنبه 9 فروردین 1395 + نظرات ()

چشم سیاه

فــــدای چشم سیاهت کــه در محشر

خدا شود متحیر، که آفریده ی کیست؟

زنده ی عشق توام عمرم تویی جانم تویی

جز توام در دل نگنجــد دین و ایمــانم تویی

دلم از شکوه خالی لب پر از حرف ست و حیرانم

که ساغــر خالی و مـــی از لب پیمانه می ریـزد




طبقه بندی: متـون عاشقـانه، شعر و مشاعره، 
برچسب ها:دل نوشته ها،
تاریخ نگارش: دوشنبه 31 فروردین 1394 + نظرات ()

طلوع معنادار فردا


http://www.askquran.ir/gallery/images/12222/medium/1_tavalodam.gif

فردا  سه شنبه اول اردیبهشت ماه سال 94 مثل همیشه خورشید طلوع خواهد کرد. اما این طلوع برای من آغازی دیگر و گامی به جلو است. امروز 26 سال خدمت در تعلیم و تربیت را با فراز و نشیب های خاص خود به پایان رساندم. در این سال ها با حوادث و اتفاقات تلخ و شیرین بسیاری مواجه شدم که هر کدام به جای خود قابل بحث و بررسی است. اما آنچه به طور کلی می توان بیان کرد این است که اکثر خاطراتی که در ذهن  نقش بسته، اتفاقات تلخی است که شامل: بدخلقی، تحجر، بی کفایتی، چاپلوس پروری  و ... برخی مسئولین و کارکنان اداری و بی توجهی به مسائل اصلی آموزش و پرورش و ...است که در کنار بی توجهی و عدم رسیدگی اولیا به تعلیم و تربیت فرزندانشان و .... کج فهمی و بد اندیشی برخی همکاران ... زمینه ساز ذهنیت منفی و گل آلود شدن فضای تعلیم و تربیت شده است.

حال که فردا وارد بیست و هفتمین سال معلمی می شوم، از خدای سبحان می خواهم به من نیرو و توانی بدهد که بتوانم بقیه راه را با سربلندی و عزت سپری نمایم. از خدا می خواهم مرا توفیق دهد تا علی رغم کاستی ها و نواقص بسیار بتوانم فردی مفید و موثر برای شاگردانم باشم و عشق معلمی پرشور تر از گذشته در جانم بدمد و خدمت به خلق را که برترین عبادات است، نصیبم کند.

الهی مرا آن ده که آن به


http://henaomena.ir/post/1159




طبقه بندی: تاریخی و اجتماعی، 
برچسب ها:دل نوشته ها، طلوع معنادار، طلوع، بدخلقی، تحجر، بی کفایتی،
تاریخ نگارش: پنجشنبه 6 فروردین 1394 + نظرات ()


لینک


بهار و خزان

ای بهار! از دور دیدم که باز آمدی و مهمان ناخوانده دلم شدی.

با آمدنت آهسته، قلبم بدجور شکسته
دوباره آمده ای که چه بگویی به این دل خسته
آمده ای دوباره بشکنی قلبم را؟
باز هم بارانی کنی این چشم غمبار را؟

 

باور کن برای این دل خسته و بغض های انباشته

خارهای تیز خزان لطافت بیشتری از گل های رنگارنگ تو دارند.

هرگز آمدنت را آرزو نمی کنم بلکه رفتنت را دم به دم انتظار می کشم

 




طبقه بندی: متــــون ادبــی، 
برچسب ها:دل نوشته ها،
تاریخ نگارش: پنجشنبه 6 فروردین 1394 + نظرات ()

افتاده اگر به خاک دیدی از شاخه جدا شقایقی را
یا در دل موج سهم ناک توفان بشکسته قایقی را
ای دل!

هر وقت نکردی باور، آن لحظه مرا به خاطر آور

.........................

در صبح بهار جای شبنم در گونه گل تگرگ دیدی؟
یا صید به خون کشیده ای افتاده به دام مرگ دیدی؟

ای دوست!

 هر وقت نکردی باور، آن لحظه مرا به خاطر آور




طبقه بندی: متــــون ادبــی، 
برچسب ها:دل نوشته ها،
(تعداد کل صفحات: 23)     1  2  3  4  5  6  7  ...  

...