تاریخ نگارش: شنبه 23 اردیبهشت 1396 + نظرات ()

ویران تو هستم

 

من کلبه ای از عشقم و ویران تو هستم

درمانده ی گرمای دو دستان تو هستم

 

آغشته به تو می شود این جسم پر از عشق

چون شاعر دیوانه ی چشمان تو هستم

 

لب های تو مانند دوبیتی قشنگی است

من عاشق آن خنده و دندان تو هستم

 

هر یک مژه ات مثل غزل های قشنگی است

چون شیفته ی هر خط دیوان تو هستم

 

از سلسله ی موی تو شب هم شده عاشق

بیمار شده این دل و حیران تو هستم

 

بی جان شده ام در پی وصل رخ ماهت

با خنده ی خود جان بده ویران تو هستم




ویران تو هستم,ویران,شاعر دیوانه,شاعر,دیوانه,عاشق,دوبیتی





طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:ویران تو هستم، ویران، شاعر دیوانه، شاعر، دیوانه، عاشق، دوبیتی،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 + نظرات ()

بی تو

 

بی تو دستم با قلم بیگانه شد اما ندیدی

از تو گفتن هم دگر افسانه شد اما ندیدی

 

نام تو آمد به شعرم، دفترم آتش گرفت

گِرد این آتش، قلم پروانه شد اما ندیدی

 

رفتی و بعد از تو خالی مانده جای خالی ات

بی کسی، سهم من دیوانه شد اما ندیدی

 

خانه ای از دل بنا کردم به شوق بودنت

در نبودت، خانه ام ویرانه شد اما ندیدی

 

مِی فروشان، باده ای از غم به جام ام کرده اند

هستی من، مست این پیمانه شد اما ندیدی

 

بوی غم دارد، تمام بیت بیت شعر من

بی تو نام این غزل، غمنامه شد اما ندیدی


ویرانه، پروانه، دیوانه، عشق، عاشق

ویرانه پروانه دیوانه عشق عاشق شوق پیمانه




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:ویرانه، پروانه، دیوانه، عشق، عاشق، شوق، پیمانه،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 + نظرات ()

چه کنم؟

 

به سرم یاد تو آوار شد امشب چه کنم؟

به غم و غصه گرفتار شد امشب چه کنم؟

 

خبر بی کسی ام را همه جا پخش کنید

بَختَک دلهره بیدار شد امشب چه کنم؟

 

نه امیدی به من است و، نه زمان می گذرد

قاتلم، ساعت دیوار شد امشب چه کنم؟

 

گفته بودم که فراموش کنم یاد تو را

بودنت صد دفعه تکرار شد امشب چه کنم؟

 

چه به کافر، چه مسلمان، خبرم را ببرید

خنده از بخت طلبکار شد امشب چه کنم؟

 

قلم عاجز که کند شرح پریشانیِ من

آرزوها همه بر دار شد امشب چه کنم؟

 

به کدامین گنه ام سوختن و در به دری ؟

لحظه ها زار تر از زار شد امشب چه کنم؟

 

بنویسم به شبی درد دل از سنگ صبور

همزبان دفتر و خودکار شد امشب چه کنم؟

 

جواد الماسی



چشم سیه، چشم، ویرانه، پروانه، دیوانه، عشق، عاشق




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:چشم سیه، ویرانه، پروانه، دیوانه، عشق، عاشق، جواد الماسی،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: جمعه 1 اردیبهشت 1396 + نظرات ()

چشم سیه

 

دیدم آن چشم سیه وای که دیوانه شدم

 

بر سر چشم پر از ناز تو پروانه شدم

 

دلم از دیدن چشمان تو لرزید و شکست

 

تو چه کردی که خراب از دل و ویرانه شدم




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:چشم سیه، چشم، ویرانه، پروانه، دیوانه، عشق، عاشق،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: پنجشنبه 30 دی 1395 + نظرات ()

نمی دانم چه شد؟

 

تا نگه کردم به چشمانت، نمی دانم چه شد

تا که دیدم روی خندانت، نمی دانم چه شد

 

عشق بود آیا؟ جنون؟ هرگز ندانستم چه بود

تا سپردم دل به دستانت، نمی دانم چه شد

 

تا که افتادم به دامت، رشته ی صبرم گسست

تا که خوردم تیرِ مژگانت، نمی دانم چه شد

 

تا گرفتی دست هایم را، دلم دیوانه شد

تا نهادم سر به دامانت، نمی دانم چه شد

 

گم شدم چون قایقی کهنه، میان موج ها

در شبِ زلفِ پریشانت، نمی دانم چه شد

 

بی وفا! رفتی و من با خاطراتت مانده ام

آن قرار و عهد و پیمانت، نمی دانم چه شد

 

گفته بودم تا ابد عاشق نخواهم شد، ولی

تا نگه کردم به چشمانت، نمی دانم چه شد




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:دیوانه، دل، عشق، عاشق، شعر عاشقانه، چشم، زلف،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: پنجشنبه 18 آذر 1395 + نظرات ()

عاقبت

 

در دل و جان خانه کردی عاقبت

 

هر دو را دیوانه کردی عاقبت

 

ای ز عشقت عالمی ویران شده

 

قصدِ این ویرانه کردی عاقبت

 

من تو را مشغول می کردم دلا

 

یاد آن افسانه کردی عاقبت

 

عشق را بی خویش بردی در حَرَم

 

عقل را بیگانه کردی عاقبت

 

دانه ای بیچاره بودم زیر خاک

 

دانه را دُردانه کردی عاقبت

 

مولانا




طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:عاقبت، مولانا، مولوی، عشق، عقل، دیوانه، افسانه،
داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ نگارش: جمعه 1 مرداد 1395 + نظرات ()

مست و عاشق

 

گر شوم دیوانه ات دیوانه ی من می شوی؟

جان فدایت می كنم جانانه ی من می شوی؟

 

روبرویت می نشینم تا كنم عاشق تو را

گر كنم افسون تو را افسانه ی من می شوی؟

 

در دل تاریك شب شمع تو می گردد دلم

خود بگو سوزد پرم پروانه ی من می شوی؟

 

چشمه ی پاك نگاهت پر كند پیمانه ام

می شوم در باده"می" میخانه ی من می شوی؟

 

هر كجا شادی ببینم جای تو خالی كنم

شادی این خانه و كاشانه ی من می شوی؟

 

تا نگاهم می كنی مست و خرابت می شوم

گر شوم ویران تو ویرانه ی من می شوی؟

 

خود شگفت از این كه دل دیوانه ی چشم تو شد

من شدم دیوانه ات دیوانه ی من می شوی؟


مست و عاشق، مست، عاشق، ویرانه، دیوانه، شادی، عشق





طبقه بندی: شعر و مشاعره، 
برچسب ها:مست و عاشق، مست، عاشق، ویرانه، دیوانه، شادی، عشق،
داغ کن - کلوب دات کام

(تعداد کل صفحات: 2)     1  2  

...