تاریخ نگارش: دوشنبه 23 تیر 1393 + نظرات ()

فقر در جامعه

فقر از جانوران درنده خو و بی باکی است که در میان جوامع بشری بسر می برد و چنان در قلب مردم ترس و وحشت ایجاد کرده که حتی از شنیدن نامش هم بر خود می لرزند.

مفهوم فقر مانند سایر مفاهیم علوم اجتماعی در طول زمان از سوی اندیشمندان مختلف در معناهای گوناگونی مورد استفاده قرار گرفته است. حوزه های گوناگونی چون اقتصاد، جامعه شناسی و سیاست از عرصه هایی بوده که همواره این مفهوم در آن مطرح شده و با توجه به نگرش دانشمندان اجتماعی از آن استفاده کرده اند.

فقر از همان ابتدای جوامع بشری با مفاهیمی چون نابرابری و قشربندی در هم آمیخته نبوده و اکنون با مطرح شدن مفاهیمی چون توسعه رفاه و برنامه ریزی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پیچیدگی آن افزایش یافته است.

هیولای فقر به هر خانواده ای حمله کرد، فرزندان آنها در عالم دانش و هنر و مقام منزلت علمی به طرز عجیبی مشهور جهان می شوند.

اغلب نوابغ تاریخی و مردان بزرگ جهانی که دنیا به وجودشان افتخار می کند از خانواده های فقیر زاده هستند.

شگفتا، قلم نقد در کتاب سرنوشت افراد چه مطلب عجیبی نگاشته، یکی را غنی می کند و دیگری را فقیر، یکی هم آغوش نعمت و ناز و دیگری همنشین خواری و ذلت است.

وجود فقر به دو صورت مطلق و نسبی در جوامع حضور داشته، فقر مطلق عبارت است از اینکه هر فرد حداقل نیازهای پایه برای معیشت دارد که عدم تامین آنها وی را دچار مشکل می کند.

فقر نسبی به مفهومی مقایسه ای و راه حل دانشمندان اجتماعی برای غلبه بر انعطاف ناپذیری اندازه گیری فقر مطلق است.

خط فقر نسبی خطی است که افراد فقیر نتوانند استانداردهای زندگی در جامعه خود را برآورده کنند.

بنابر این فقر نسبی استانداردهای زندگی در یک جامعه خاص در زمان معین را مشخص می کند و از یک مقدار مطلق حداقلی آغاز نمی کند.

فقر نسبی تا حد زیادی توانسته است مشکل زمانی و مکانی و مطلق نبودن مفهوم فقر در زندگی اجتماعی را حل کند اما همواره مشکل ترین سوال در مورد فقر نسبی آن است که چگونه باید اندازه گیری شود.




طبقه بندی: تاریخی و اجتماعی، 
برچسب ها:فقر در جامعه، فقر، مباحث اجتماعی، فقیر، مفهوم فقر،
(تعداد کل صفحات: 3)     1  2  3  

...