تاریخ نگارش: دوشنبه 18 اسفند 1393 + نظرات ()


طعــم تلــخ فقـــر

طعــم تلــخ فقـــر

پسرک جلوی خانمی را می گیرد و با التماس می گوید:

خانم، تو رو خدا یه شاخه گل بخرید.

زن در حالی که گل را از دست پسرک می گرفت؛ نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد.

پسرک گفت: چه کفش های قشنگی دارید!

زن لبخندی زد و گفت: برادرم برایم خریده است، دوست داشتی جای من بودی؟

پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت:

نه ... ولی دوست داشتم جای برادرت بودم، تا من هم برای خواهرم کفش می خریدم ...





طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها:فقـــر، فقیر، داستان، همت بلند، آرزو، کمک به فقرا،

...